تبليغاتX
 داغ بی تو زیستن

داغ بی تو زیستن

.::یاد خدا آرام بخش قلبهاست::.

در هميشه هايم...

در هميشه هايم

 

 شب هميشه برام مقدس بود ،

تاريك ولي روشن تر از همه روزهاي عمرم ،

خلوص و يكرنگي كودكانه  خالي تر از تمامي  رنگهاي روز،

 سكوت و آرامش وصف نشدني  ،

 عاشقانه و لطيف به لطافت باران ،

و اما...

شبه چله امسال يه فرقي

با ديگر شباي چله ي سالهاي عمرم داره

طولاني تر ...آرام تر ...روشن تر ... يكرنگ تر ...

 ستاره بارون تر ... عاشقانه تر ...

 نميدونم ...

ولي  مي دونم ... شب چله امسال ...

 هيچوقت از يادم نمي ره ؛

 چون ...

پدر عزیزم! هميشه باش ... در هميشه هايم .

یلداتون مبارک امیدوارم خوش بگذره


 

نوشته شده توسط ***فهیمه*** در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 19:30 موضوع دلتنگیها... | لینک ثابت


دوست دارم بابا...

دلم تو را خوب مي شناسد

 

چشمهايم از تو تصوير آرزويي ساخته است

 

از همان قابي که تو آن را شکسته اي

 

و در باختني که به سوگ نشسته!!!

 

و اما خاطره ات در وجودم تکرار مي شود

 

هنوز هم ماندگار تريني

 

هنوز هم بهتريني

 

و مي داني.......

 

که مي مانم و مي ماني

 

حتي اگر مرا قابل نداني

 

در ياد مني

 

در ياد توام

 

اي قشنگترين بهانه ام



 

نوشته شده توسط ***فهیمه*** در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 23:4 موضوع دلتنگیها... | لینک ثابت


...

سلام دوستاي عزیزم اميدوارم هر جا که هستيد خوب و خوش و سلامت

باشيد معذرت مي خوام به خاطر اينکه نيومدم آپ کنم آخه يه اتفاق خيلي

بد و ناگهاني واسم پيش اومده متاسفانه پدر عزیز و مهربونم فوت کرده...

 

نمی دونم چی بگم فقط اینو می دونم که خیلی بابام حیف بود... اون همه

چیزم بود...  بابام زندگیم بود ...کاش بیشتر پیشمون بود ... خیلی زود

رفت....

 

امیدوارم که قبل از اینکه دیر بشه قدر باباهاتونو بدونید خدا را شکر بابام از

من راضی بود همیشه منم ازش راضیم و هیچ بدی در حقش نکردم این منو

آروم میکنه

دیگه حالم از روز ۹ آذر بهم می خورهگنترین روزه

الان اصلاْ حالم خوب نیست سر حال اومدم بازم میام

اگه دوست داشتین واسه بابام یه فاتحه بخونید

 

بابا جونی دوست دارم

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ***فهیمه*** در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 ساعت 10:57 موضوع دلتنگیها... | لینک ثابت